همان جا که هیچ کس نیست
August 15, 2009
، آن بالا
یک خنده هست ، همه اش تمسخر
اما پشتش کسی نیست
…
خداحافظ گری کوپر / رومن گاری
آخرین سالی که قزل آلاها به نهر هیمن آمدند
August 15, 2009
، سی سال آزگار بود که نود ساله به نظر می رسد
و بعد به ذهنش خطور کرد که دارد می میرد
. و مرد
…
صید قزل آلا در آمریکا / ریچارد براتیگان
مرگ قزل آلا براثر شراب پورت
August 15, 2009
. آرام خوابیده بود
. دوستم گفت : شنگول مرد
. این است چکامه من برای الکلی های گمنام
…
صید قزل آلا در آمریکا / ریچارد براتیگان
فقدان
February 7, 2009
چرا خودمون رو دار نمیزنیم ؟ -
با چی ؟ -
یه تیکه طناب همرات نیست ؟ -
! نه -
. پس نمیتونیم -
…
در انتظار گودو / ساموئل بکت
…………………………………………………………………………………………………….
!هی تو
یه سال ِ لعنتی دیگه هم گذشت
یه نوزده بهمن لعنتی تر ِ دیگه
و یه یادآوری واسه همه ی اون همه افکار ِ گرد گرفته ی حروم زاده
! نوزده بهمن ات مبارک رفیق
«نمیخواهی به ما ملحق شوی؟»
، سوالی بود که اخیراً آشنایی از من کرد
. وقتی پس از نیمه شبی مرا در کافهای دید که دیگر تقریباً خالی شده بود
. « من گفتم :« نه ، نمی خواهم
…
کافکا
جوب
January 29, 2009
. پدر در را محكم به هم زد و با كفشهای كثيف وگلی اش رفت توی خانه
. سروصدای مادرم بلند شد
. پشت سرش يك نفركوبيد به در. در را باز كردم
. زن ، بچه بغلش بود . خواست بيايد تو . جلوش ايستادم . نفس نفس می زد
پرسيد : بابات كجاست ؟
گفتم : برای چی ؟
گفت : داداشت را آوردم . برو بگو می گيردش يا بندازمش توی جوب ؟
…
اپرای قورباغه های مرداب خوار / جواد سعیدی پور
به چوب زدن
December 8, 2008
یادم می آید در ورمونت پیرزنی را با یک جویبار قزل آلا اشتباه گرفته بودم و باید از او عذر خواهی
می کردم
«. گفتم : « می بخشین . فکر کردم شما یک جویبار قزل آلا هستین
«.گفت : « نه ، نیستم
…
صید قزل آلا در آمریکا / ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
دریا ، دریاران
December 5, 2008
زندگی را اول با داستايفسكی و بعد با فاحشه های نيو اورلئان شناخت .
…
صید قزل آلا در آمریکا / ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
! ورود افراد متفرقه ممنوع
December 5, 2008
چند قدم آن طرف تر از کلبه مستراحی بود و درش بی تعارف باز مانده بود .داخل مستراح مثل صورت آدم
بود و انگار داشت می گفت : آن پیرکی که که منو ساخته 9745 بار اینجا ریده وحالا مرده و من نمیخوام
کس دیگه ای دستش به من برسه . اون آدم خوبی بود. منو با عشق و علاقه ساخت. تنهام بذار . من
. حالا یادگار اون ماتحت نازنینی ام که کلکش کنده شده
. هیچ راز و رمزی اینجا نیست . برای همینه که در بازه
. اگه ریدنت گرفته ، مثل گوزنها برو لای بوته ها
. به مستراح گفتم : گور بابات . چیزی که من میخوام همه اش یه ماشینه که ببردم پایین رود
…
صید قزل آلا در آمریکا / ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو