AAA ! DurAcEll ulTrA
March 10, 2008
یه روزی زندگی ام خلاصه میشد تو سه چیز :
یه دوهزار تومنی پاره ،
پوست خالی آدامس موزی ؛
و باتری AAA .
…
آره ! یه روزی زندگی ام خنده دار بود
Just Another BirthDay
March 10, 2008
اتوبوس
March 5, 2008
مردی که عاشق شده بود یک روز خواست که در خیابان قدم بزند .
بالاخره به تقاطعی رسید و فکورانه مکث کرد ،
چون مرد با احتیاطی بود به سمت چپش نگاه کرد ، بعد به سمت راستش
و بعد دوباره به سمت چپش .
چون دید که خیابان کاملا خلوت است ، برای گذشتن از عرض خیابان اقدام کرد.
و به این ترتیب اتوبوسی که او را زیر گرفت سر رسید .
…
مردی که عاشق شده بود / Michael J.Stevens
يک ، دو ، سه و الی آخر
March 5, 2008
میدانم ، اگرچه اعداد نامحدود است ؛
ولی من نمی توانم تا ابد به شمارش ادامه دهم
…
یک ، دو ، سه و الی آخر / اریک مارتین
الدنگ
March 5, 2008
ولی آخر ؛
کسی که بتواند خود را با واقعیات سازگار کند ،
یک بی درد الدنگ است .
…
خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری
Why ?!
March 2, 2008
دردناکی به هم خوردن رابطۀ من و تو
از جنس دردناکی سیلی های بدون دلیل ؛
از جنس دردناکی معلولیت های مادرزادی بود .
…
من هنوزم نفهمیدم چرا !